هنر و ادبیات انقلابی

نوید گفت : بهرطناب دار دنبال گردن می گردند اسماعیل گفت : گردن عادی نبود ! طناب ، نفسش بریده شد، تا نفسش را گرفت ! گردن ِ پهلوان ، برای طنابشان   رمقی نگذاشته بود ! طناب گفت : مرا بافته اند اسماعیل پیش ازاذان صبح با نام قاصم...
رفرم اجتماعی یا انقلاب؟ : رزا لوکزامبورگ برگردان از آلمانی به سوئدی: .Birgitta Sandberg برگردان از سوئدی به فارسی: ی. کهن (سپتامبر ۲۰۲۰) سالهای اول قرن بيستم نقطهٔ عطف جنبش جهانى کارگرى بود. از طرفى کاپیتالیسم جهانى دوران شکوفايىاش را پشت سر میگذاشت و به دوران بحران و انحطاط نزدیک...
متن سخنرانی رفیق باقر ابراهیم زاده در اتاق تلگرامی گفتمان ما + پرسش و پاسخ https://bepish.org/sites/default/files/prssh_w_pskh_b_rfyq_bqrbrhym_zdh_output_1.mp3...
شیکاگو شیکاگو در ماه مه حمام خون گلوله‌ی سُربی تن بی¬جانِ کارگران در میدان و پرچم خونین در اهتزاز □ بعد از گذار سال‌های فراوانِ بادپا فریادشان هنوز بر گِرد خاک می‌پیچد: کارگران جهان متحد شوید □ شیکاگو شیکاگو در ماه مه حمام خون گلوله‌ی سُربی تن بی‌جانِ کارگران در...
  در سرمای خشک و سوزنده ی تهران کودک کار با انگشتان کوچک و سرخش به شیشه ماشین می زند در دستان کوچکش ، دسته ی گلی برای فروش   شیشه ی ماشین پایین می آید و گرمایی مطبوع از داخل ماشین بر صورت کودک می نشیند گرمای مطبوع  اما دیری نمی پاید...
عید هر ساله خیلی متفاوت به اردوگاه پیشمرگان مِی آمد. بی سر و صدا آرام آرام فقط از نفس کشیدن زمین، نسیم خوش و مطبوع صبحگاهی، سبز شدن بوته ها و درختان بخصوص شقایق های سرخ در آن دشت وسیع آمدن بهار وعید را خبر میداد. از سفره هفت سین...
در صفحات تاریخ یکبار دیگر بنویسید ، مبارزه درمان دردهاست! هلین بولک ،عضو گروه ” گروپ یوروم ” ترکیه ، که به همراه ابراهیم کوگچک در اعتراض به بازداشت اعضای این گروه در اعتصاب غذا به‌ سر می‌برد، در پی ۲۸۸ روز اعتصاب غذا جان‌ باخت. بدرود رفیق انقلابی  ...
    آن جا عروسی برپا ست                 آن جا ، دومنزل دورترازما ، جشن عروسی برپا ست . درها را بازگذارید ، واین تنها شادی را ازما نگیرید . گلی که پژمرد ، بهاررا حس نمی کند ، وگریه سرمی دهد . بلبلِ بیما ر، اگرنغمه سرنمی دهد...
      « خطابه ی صلح » * وأما آنان که برای دفاع از خاطرات وآرمان هایشان برخاستند ، گناه وثواب شان با خدای شان .. حرام شان ، حلال .. وحلال شان ، حرام باد . *** ..وتو ای ملت ، ای سرور معجزات .. می خواهم که تو را...
رعنای ِسرخ جامه ،                       گُلبانگ ِانقلاب ! با گام های ِظفرمند ،                         ازراه می رسی ؟ تاکودکان ِکار                 بی کارشوند ، وپشت نیمکت های مدرسه بنشینند ، تاریخ را ورق بزنند؟ تا طوفان زدگانِ بلوچ ،                          درخانه های ایمن نان و گل و بهار داشته باشند؟...
به بهانه‌ی خواندن سه دفتر شعر ‘حسن حسام’: این‌جا برقص (نشر مهری، لندن، ۲۰۱۸)خوشه‌های آواز (انتشارات فروغ، کلن، ۲۰۱۱)گوزن و صخره (انتشارات فروغ، کلن، ۲۰۱۲) هنوز می‌شود از چیزهای جدی حرف زد. ‘جدی‌تر’ اما هنوز پرسش است. شعر مقاومت، امری جدی است که بسیاری بهای آن را با زندان و...
    از روز مرگی ات                        گل ِ من                                         رها شده ای ؟! هفده بهار ِ بی بار بر شانه های خسته کشیدی و بیش از این نکشیدی !؟ جانت به لب رسید سرانجام رها شدی از خود آواز روشنت پیچید             در آوازِدوزخیان ِله شده درآوازِ مردمان...