در باره حزب جدید کارگری

مارکس و انگلس

و مفهوم حزب

نشست افتتاحی انترناسیونال اول، در سالن سنت مارتین
مانتی جانستون
ترجمه ی آزاده ریاحی

رساله‌ی «مارکس و انگلس و مفهوم حزب» نخستین اثر مستند و پژوهشی است که به‌طور خاص به بحث درباره‌ی جایگاه مفهوم حزب در اندیشه‌های مارکس و انگلس می‌پردازد. مانتی جانستن با موشکافی و دقت تحسین‌برانگیز چند مدل حزبی را  معرفی می‌کند که مارکس و انگلس با آن‌ها سروکار داشته، درباره‌ی آن‌ها اندیشیده‌ و در قبال آن‌ها موضع گرفته‌اند. رویکرد مارکس و انگلس نشان می‌دهد که برای آن‌ها تحول کارگران از«طبقه‌ای در خود» به «طبقه‌ای برای خود» بدون شکل دادن به حزب سیاسی امکان‌ناپذیر است. از این همین‌روست که مارکس در نشست افتتاحی انترناسیونال اول می‌گوید: «کارگران با برپا کردن حزب سیاسی خاص خویش می‌توانند به‌مثابه‌ی یک طبقه عمل کنند». ادامه مطلب

 

متن و بستر استدلال لنین در «چه باید کرد؟»

 آلن شاندرو
ترجمه‌ی آزاده ریاحی
اشاره: اکنون مدتی است که در دوره‌ی بحران مفهوم تحزب به‌سر می‌بریم. احزاب کمونیستی تاکنون موجود ورشکسته شده‌اند، اما مدل جدید تحزب هنوز زاده نشده است. حزب لنینی دست‌کم از سوی لنین به‌هیچ‌رو ادعای مدل عام تحزب برای همه‌ی شرایط و همه‌ی دوره‌های زمانی را نداشته است. اکنون، از سویی با فرقه‌های تک‌صدایی، متکبر و بی‌مایه‌ی شبه‌لنینیستی مواجه‌ایم که هیچ بویی از تکثر نظری نبرده‌اند. از سوی دیگر نیز با فروپاشی شوروی و عروج نولیبرالیسم ضدیت با تحزب به مد زمانه تبدیل شده است.  ادامه مطلب

آن‌چه در حزب باید تغییر کند

لویی آلتوسر

ترجمه‌ی آزاده ریاحی

شکست اتحاد چپ، توده‌های مردم را شدیداً برآشفته و بسیاری از کمونیست‌ها را عمیقاً آزرده کرده است.* یک فرقه‌ی ”کارگرباور“ـ یا دقیق‌تر بگوییم جزم‌گرا ـ ظاهراً از گسست از حزب سوسیالیست خرسند است و آن ‌را پیروزی بر خطر سوسیال‌دموکراسی می‌داند. اما اکثر مبارزان حزبی خطر را احساس کردند، نه‌تنها به‌خاطر مانعی که این وضعیت در پیشرفت کار ایجاد کرد، بلکه به‌خاطر شرایط این شکست. افزون بر این، امر تازه‌ای نیز پیش آمده است. مبارزان حزبی در عین‌حال که منتظر توضیح رهبری‌اند، راساً تحلیل روندی را که به این شکست انجامید آغاز کرده‌اند: به‌ویژه تحلیل خط‌ مشی‌ای که حزب با تمامی معلق‌زدن‌ها و تغییرات غیرعادی و بلهوسانه دنبال کرد.  ادامه مطلب

نوع جدید حزب 

بازخوانی تکوین حزب کارگران برزیل

میشل لووی

ترجمه‌ی آزاده ریاحی

اشاره

حزب کارگران برزیل در سال 1980 پایه‌گذاری و به‌سرعت به بزرگ‌ترین حزب چپ در امریکای لاتین بدل شد. این حزب در آغاز مرزبندی مشخصی هم با احزاب سنتی چپ استالینی و هم با احزاب نوع سوسیال‌دموکراسی داشت. رمز موفقیت و توسعه‌ی گسترده‌ی پایگاه توده‌ای این حزب چه بود؟ در آغاز هزاره‌ی جدید، حزب کارگران بزرگ‌ترین حزب در مجلس نمایندگان و مجلس سنای برزیل شد و بالاترین میزان رأی در تاریخ این کشور را به دست آورد. لولا دا سیلوا و در پی او دیلما روسف، دو عضو این حزب، از ابتدای 2003 تا 31 اوت 2016 رؤسای جمهور برزیل بودند. پیش‌تر در مقاله‌ی چالش‌های پیشاروی چپ برزیل وضعیت امروز این حزب را بررسی کرده‌ایم. مقاله‌ی حاضر، به شرح نحوه‌ی تکوین و گسترش این حزب در نخستین سال‌های فعالیت آن و ویژگی‌های متمایزش از احزاب سنتی چپ اختصاص دارد.   ادامه مطلب

 

نقدی بر تفسیرهای مارکسیستهای
اتونومیست بر خیزش زاپاتیستها

 

کریستوفر گاندرسون

ترجمه‌ی بیژن سپیدرودی

قیام زاپاتیست‌ها در چیاپاس مکزیک نمایانگر گسست از ارتدوکسی مارکسیستی و امکان سیاست جدید رادیکال ضدسرمایه‌داری بود. مارکسیست‌های اتونومیست مانند آنتونیو نگری، مایکل هارت، جان هالووی و هری کلیور با بحث در این باره که این جنبش را باید گذار از اشکال «کهنه‌»ی سازمان‌دهی سلسله‌مراتبی حزب لنینیستی به اشکال شبکه‌ای فراگیر «جدید» از انبوههدانست، بر نحوه‌ی نفوذ این درک در میان پژوهشگران و فعالان تأثیر گذارده‌اند. اما تفاسیر آنان کارکرد بسیار مهم سازمان‌دهی متمرکز و منضبط درون اشکال شبکه‌ای نمادین زاپاتیست‌ها را نادیده می‌گیرد و درکی ناقص از پیدایی سیاست متمایز آن‌ها ارائه می‌دهد. بینش هارت و نگری که اشکال سازمان‌دهی انقلابی متناظر با سازمان‌دهی تولید است تفسیری بدیل ارائه می‌‌کند: ماهیت دورگه‌ی توزیع‌شده و سلسله‌مراتبی سازمان‌دهی زاپاتیستی را هماهنگ با منطق دورگه‌ی مشابه تولید و انباشت سرمایه‌داری جهانی بهتر می‌توان درک کرد. ادامه مطلب PDF

 

 

دو مطلب از مارتا هانگر در مورد  ساختار احزاب  چند گرایشی  ، معضلاتی که امروزه بسیاری از جریانات با آن درگیر هستند. مطالب حاوی نکات ارزشمندی است هر چند که می توان با پاره ای از نظرات آن موافق نبود.

منبع سایت بیدا ر

 

چرا ما به یک تشکیلات نیاز داریم؟

 

مارتا هارنکر

ترجمه: ف. راستی

 

همان طور که پیش­تر به تحلیل این مساله پرداختم، به علت اشتباهات و انحرافات چپ در قرن بیستم، و بحران سیاست و سیاست­مداران از یک سو، و وجود عمل رزمنده و اصیل بعضی جنبش­ها و کنش­گران جدید اجتماعی از سوی دیگر، گرایشی فزاینده- در جهت کنار گذاشتن احزاب سیاسی و حتی تا حد کم­تری تمرکز و رهبری در مبارزه در حال شکل گرفتن است. برخی می­گویند در مرحله کنونی ما می­توانیم بدون احزاب، مبارزه­مان را به پیش ببریم و وظیفه­ی چپ باید در راه هم جهت کردن منافع این گروه­ها و اقلیت­ها- نژاد، جنس، امتیازات جنسی و فرهنگی از هر نوع- حول یک هدف مشترک محدود شود. ادامه مطلب

 

 

 

یک الگوی جدید برای سازمان­دهی درونی

مارتا هارنکر

ف.راستی

 

من تا کنون مهم­ترین ویژگی­ها را توضیح دادم که برای سازمان­دهی یا ابزار سیاسی جنبه­ ی اساسی دارند. ما به یک سازمان­دهی نیاز داریم برای مقابله با چالش­های عظیمی که جهان امروز در برابر ما قرار داده است. اکنون لازم است که آن عواملی را مورد بررسی قرار دهیم  که با کارکرد درونی این سازمان سروکار دارد. ادامه مطلب

 

برپایی آزمایشگاههای امید:

بازاندیشی مسأله ی سازماندهی امروز

 

دسپینا کوتسومبا و سوتیریس پاناگیوتیس

ترجمه ی بیژن سپیدرودی

 

یکی از عرصه هایی که امر بازسازی سیمای یک چپ جدید در آن بسیار کند پیش میرود و غیاب آن خود ِ بازسازی را
مختل میکند، بازتعریف حزب، تبیین فلسفه ی وجودی آن و فراتر از همه بنای عملی یک حزب چالاک،منعیف، چندآوایی در عرصه های نظری و هم هنگام دارای برنامه ی سیاسی، اراده ی معطوف به عمل و مداخله در سهپر سیاست است. ادامه مطلب PDF